البته اگه دوستان واسه مطالب نظر بذارن هم مشکلی پیش نمیاد !!!
سنگ اندازی !(چاپ شده در ترمنامه دانشجویی طنز و کاریکاتور شازده)
نمی گذارند آقا! نمی گذارند ! نمی گذارند ملت و دولت ایران به حق مسلم خود دست پیدا کند،سنگ اندازی می کنند،کارشکنی می کنند، چوب لای چرخ ما می گذارند تا ما به حق مسلم خودمان نرسیم.
چه کسانی؟
امریکایی ها؟انگلیسی ها؟ اتحادیه اروپا؟
نه خیر آقا ! اتباع افغانی را می گویم !
ملاحظه بفرمایید:
روزنامه اعتماد:نماینده کمیساریای عالی پناهندگان در ایران:"درخواست خروج اتباع افغانی از ایران،حق مسلم ملت ایران است."
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:49  توسط سفیر
|
نوشابه سیاه!(چاپ شده در نشریه دانشجویی دالتون ها)
همراه ابوی و والده و همشیره بر سماط شدیم و ماکولات را تناول می بکردیم که به ناگه صدای دق الباب بیامد و به محض قصد کردن همشیره باز کردن در را، من باب غیرت چشم غره ای بر وی برفتم که بر جای بنشست و میخکوب همی گردید.
در را باز بکردم مردی را بدیدم به ظاهر نیک سیرت و لی نه خوش صورت که همی گفت من همانا حاکم شهر هستم و اگر خواهید خانه تان جارو می کنم و خیابان ها آسفالت می کنم و …
سپس دبه ای بداد پر از مایعی سیاه ، به منزل فرود آمدم و گفتم که هان ای پدر ! این را حاکم شهر بداده که وی مردی عادل است و پدر همی گفت که این را نوشابه همی گویند و در اروپا بسیار نوشند و البته Non Alcholic باشد ! درب دبه را باز نمود و همه را لاجرعه سرکشید! لا جرعه بالا رفتن دبه همانا و ریغ رحمت را لا جرعه بالا رفتن همانا و پدر به رحمت ایزدی پیوست.
ایام بعد طبیبان در طبابت قانونی بگفتند که پدرت بعلت شرب نفت جان بداده !
به نزد حاکم رفتم که هان ای حاکم ! این چه بود به ما دادی و گفتی ما آنرا بر سماط شما قرار خواهیم داد !؟
حاکم بگفت که من چنین نگفتم که مایع سیاه بر سماط شمایان آورم و آنکس که مرگ پدر شما را سبب شد من نیستم ولیکن بدانید که پسته چیز خوبی است و انرژی بسیار دارد و این انرژی حق مسلم ماست!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:53  توسط سفیر
|