اندر احوالات من و مهندس و اینترنت
یاد دارم که در این عهد ، به مجلسی ، در حلقه یاران به صفا و عشق و حال متصل بودیم که گویی ما را هیچ غم در عالم نیوفتاده!
در میان ، همچنان که چشم میچرخاندم ، چشمم بر شیخ اوفتاد؛ آن یکه سوار امواج دریای تحقیق و آن شجاعمرد بی درد صدیق ؛ آن مرد بی همتا در طنز اجتماعی ، شیخنالاستاد مهندس اشتباهی!
دیدم که سر در گریبان کشیده و خنده جمع را هیچ وزن ننهاده ، دل غمین به گوشه ای زانوی غم را تنگ در آغوش کشیده.
او را با اشارت فراوان به کنجی کشانیده و نیت پلید خود را بر او اجرا کرده! او را گفتم : یا شیخ؛ تو را چه پیشامد کرده که این چنین به گوشه ای پناهنده شده ای؟ یا شیخ؛ تو که عقاب تیزپر دشتهای استغنا بودی ، چه بر تو گذشت که همچون کفتری چاهی که در بند کفتربازان است جلب شده ای؟!
مرا پند ده تا از عاقبت امر تو خبردار شوم تا به سرانجام کار تو دچار نشوم.
شیخ ما آهی از حجم نامتقارن سینه اش برکشید و بعد از لحظاتی با صدایی که گویی از ته چاه جهنم بر میامد مرا خواند: ای انسان تو را پندی دهم تا بر گوش گیری باشد که از رستگاران باشی.
لبخندی ملیحانه بر لبان من نشست و فریادی از اعماق وجود برآوردم که یا شیخ! برگو که منتظرم.
شیخ ما گفت: مرا مشکلی پیشامد کرده که به ۱۰ مرد جنگی نیازمندم. گفتم : یا شیخ مشکل آن چنان که مرا گفتی حاد نیست؛ که با یک دانه آگهی در جریده های عمومی به امثال « همشهری » و « جام جم » ۱۰ مرد که سهل است صدها مرد را میتونی به استخدام در آوری.
شیخ گفت مشکل این نیست که این اصلا مشکی نیست جز پول!
به رسم تعارف گفتم : یاشیخ بر روی من حساب کن که همین دیروز حقوق خود را گرفته ام.
بی درنگ شیخ عریضه ای را از جیب مبارک بیرون کشید و به دست من داد .مرا گفت که ای مرید ما بر ما ثابت کن که از مریدان ما هستی و به آن چه در این عریضه نوشته عمل کن .
نامه را بوسه ای زدم ، بر چشم نهادم. تا به خود آمدم دیدم شیخ ما دیگر در برابر من نیست ، گویی ما را پیچانیده.
عریضه را گشودم. دیدم العیاذبالله! عریضه چیزی نیست جز قبض تلفن بیت شیخ ؛ به نرخ تصاعدی ، از بس که در فلان سایت و بهمان وبلاگ پرسه زده بود.
من ماندم و مرامی که کاش نداشتم و جیبی شپش زده !
تمت!
نتیجه اخلاقی: آدم هر نامه ای رو که نباید باز کنه ، علی الخصوص ایمیل های ناشناخته ای که ممکنه ویروس داشته باشه.
نتیجه تاریخی: اینترنت قدمتی دارد به مثابه تاریخ گهربار چتربازی
نتیجه علمی: خیلی کار بدیه.
نتیجه آخر از خود مهندس اشتباهی:
چه خوش گفت آن فرخ پاکــــزاد بیا انجمن تا که باشی تو شاد
